![]() |
![]() |
|
| Page Not Found ! Eternal Error |
|
بعضی سوختن ها جوری هستند كه تو امروز میسوزی، اما فردا دردش را حس میكنی، داستان كیفیت زندگی و رشد آدمها در جاهایی كه جهان سوم نامیده میشوند، مثل همین جور سوزش هاست. از هر دوره كه میگذری، میسوزی و در دوره ی بعد دردش را میفهمی! شادی ها و دغدغه های كودكی ما : از دیفتری میترسیدیم، از وبا، از جنون گاوی، مدرسه، دغدغه ما بود، خودكار بین انگشتان دستمان كه تلافی حرفهای دیروز صاحبخانه به معلممان بود، تكلیفهای حجیم عید، یا كتابهایی كه پنجاه سال بود بابا در آنها آب و انار میداد! شادی ها و دغدغه های نوجوانی ما : در عوض دغدغه هایمان بازهم جدی هستند، اینكه از امروز كه 15 سال داری، باید مثل یك مرتاض روی كتابهای میخی مدرسه ات دراز بكشی و تا بیست و چهار سالگی همانجا بمانی، بترسی از این كه قرار است چند صفحه پر از سوالات چهار گزینه ای، آینده ی تو، شغل تو، همسر تو و لقب تو را تعیین كند، تو فقط سه ساعت برای همه اینها فرصت داری و بس! شادی ها و دغدغه های جوانی ما : معبارهای آدم خوب بودن جهان سومی هم دغدغه تو میشود، اینكه سر پا مثانه را خالی كنی یا نشسته، اینكه موهای كجای بدنت را میتراشی و كجا را نمیتراشی، و میترسی از اینكه نكند كسی قبل از خدا، تو را در این دنیا محاكمه كند. بعضی از شادی هایت غیر انسانی میشود، با پول شهوتت را میخری، با گردی سفید مست میشوی ولی نه با شراب، با دود دغدغه هایت را كمرنگ تر میكنی و هستی ات را غبار آلود می سازی. اگر جهان سومی باشی، استاندارد و مقیاس های تمام اجزای زندگی تو، جهان سومی میشود، اینكه در سال چند بار لبخند میزنی، در روز چند بار گریه میكنی، راهی كه تو را به بهشت و جهنم میرساند، و حتی جنس خدای تو هم جهان سومیست. در این دنیای عجیب، دیدن دست برهنه یك زن هم میتواند براحتی تو را خطاكار كند و قلبت را به تپش وادارد، در این دنیا سلام به غریبه و بی دلیل، نشانه دیوانگیست، لبخند بی جای زن هم دلیل فاحشگی اوست! در این جهان سوم، كسی را نداری كه به تو بگوید چقدر مسواك و خمیردندان، واكسن، بوسیدن، خندیدن، رقصیدن خوب هستند، اینكه آینده خوب را خودت باید رقم بزنی و كسی قرار نیست برای این كار به تو كمك بكند، و اینكه همیشه جهان اول، طاعون جهان سوم نیست. گاهی فكر میكنی كه به سرزمین جهان اولی ها مهاجرت كنی تا از جهان سومی بودن رها شوی، اما میفهمی كه با مهاجرتت شادی ها، دغدغه ها، جهان بینی، خدا و معیارهایت هم با تو سفر میكنند، گاهی میمانی كه این جهان سوم است كه كیفیت تو را تعیین میكند یا اینكه تو با افكارت جهان سوم را درست میكنی؟ . پ.ن: هیچ وقت تو شاد بودن کم نداشتم، همیشه از شادترین آدم های ایرانی بودم! ولی دغدغه هام هم به اندازه شادی هام زیاد بودن! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 14:22 توسط emperor |
|
|
نصف عمرم رو نذر موفقیت تو کردم! کسی چه می دونه، شاید همین فردا مهلت من هم تموم بشه! . پ.ن: این قضیه اصلا شوخی نبود! جدی جدیه!!! پ.ن۲: این عکس رو دقیقا یه سال قبل تو ارتفاعات گاوازنگ انداختیم، اون سگ تو عکس هم هیچ ربطی به من نداره!!!
نیاز به توضیح نیستش که کدوم یکی شون منم!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 14:34 توسط emperor |
|
|
این روزها داریوش می بلعیم و برای روح زنده اش صلوات می فرستیم!
به تو می گم که نشو دیوونه ای دل به تو می گم که نگیر بهونه ای دل من دیگه بچه نمی شم دیگه بازیچه نمی شم عقلمو زیر پا گذاشتی رفتی تو منو مبتلا گذاشتی رفتی به غم زمونه ای دل منو جا گذاشتی ای دل . پ.ن: می دونم تو دیگه عاقل نمی شی / تو دیگه برای من دل نمی شی پ.ن۲: با حجم خیلی خیلی کم از « |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 20:56 توسط emperor |
|
|
حسی نیست! همین! . پ.ن: هیچ توصیفی برای شرایط ... حال حاضرمان نداریم! پ.ن۲: در این ۲۰ روز نتوانستیم هیچ غلطی بکنیم، باشد که بعد از این بتوانیم! . . بعدتر نوشت: افشین یه بازی ادامه می ده، ما هم که دز بازی خونمون اومده بود پایین، بی اجازه ادامه می دیمش!!!! بازی از این قراره که فیلم های سینمای ایران رو که محبوبمون هستن رو بنویسیم! کلاه قرمزی و پسر خاله (ایرج طهماسب): نوستالژی کودکانه، هنوز هم به اندازه اون سالها واسم جذابه! گاو (مهرجویی): نیازی به توضیح هست؟!!! دایره زنگی (پریسا بخت آور): تو هیچ فیلمی این همه از کارگردان رودست نخورده بودم که تو این فیلم! مارمولک (کمال تبریزی): بدون شرح!!! لیلی با من است (کمال تبریزی): سینمای واقعی جنگ به نظر من همین فیلمه، نه مث اون فیلم هاییه که تقدس کامل به رزمنده می دن، نه مثل اخراجی ها که از اونور بام افتاد پایین! مهر مادری (تبریزی): تنها فیلم ایرانی که منو به گریه انداخته! سنتوری (مهرجویی): خیلی جالبه که بهترین فیلم جشنواره ۲۵ فجر ، اجازه اکران نداشت!!! بوتیک (حمید نعمت الله): تلخی واقعیت رو به زور داد به خوردمون یه زمانی! درباره الی (اصغر فرهادی): راحت و بی پرده به نقد «دروغگویی» پرداخته بود! از بین سریال ها هم «خانه سبز» یه ملودرام به تمام معنا بود، عمو خسرو کاری می کرد که اشک تو چشات جمع بشه ولی اجازه گریه نداشتی! «شب های برره» مهران مدیری هم از لحاظ طنز سیاسی یه چیز دیگه بود! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 0:0 توسط emperor |
|
|
دوری خواهیم جست! یک ماهی از این دیار مجازی دور خواهیم شد! نگردید که یافت می نشویم! هر چند که شاعر گفته است : "آنچه یافت می نشود آنم آرزوست!". آنجا که می فرماید: "دیر آمدی ری را". و چه بر عکس می فرماید، که درستش این است: "چه دیر می روی رسول، چرا که زودتر از اینها باید گور خود را گم می کردی!! هان ای پسر! از هالو عبرت بگیر! (یکجایی هالو نوشته بود که از میان غذاها به سیگار و از میان دودها به کوکو علاقه دارد! ما نیز به نوبه خود از میان غذاها به قلیان و از میان دودها به کوکوسبزی علاقه داریم جدا!!!) . پ.ن۱: غسالخان جان حالا درکت می کنم که چی می گفتی! این فقط یه جور تست پ.ن۲: داریم واسه ارشد می خونیم، منتظر یه خبر خوب با یه شیرینی اساسی باشین! پ.ن۳: دوست عزیز، وقتی بهتان زنگ می زنیم و در اخر می پرسیم ازتان که :"کاری نداری؟"، نگویید که "من از اول هم با تو کاری نداشتم". خوب بهمان بر می خورد و قهر می کنیم! نتیجه این می شود که منت کشی می کنید! خوب ما دوستتان داریم و ناراحت می شویم وقتی منت کشی می کنید! پ.ن۴: پیشاپیش از تمامی ابراز احساسات صمیمانه شما سپاسگذاریم!!! پ.ن۵: دلم برای همه تون تنگ می شه، به خصوص : پری-سا، صفیه ، هالو، مهسا ، امین ، Miss Dark ، بانوی گورستان ، سمیه ، وحشی ، افشین ، بابا لنگ دراز ، همکنون ، و ... ! پ.ن۶: به تعدادی آدم علاف برای کامنت گذاری به شرح زیر در وبلاگ های متفاوت نیازمندیم! علاقه مندان می توانند هیچگاه با ما تماس حاصل نفرمایند!!! __سلااااام_________________$$$$$$$_______________$$____ توضیح: حرصم می گیره از این جور نظرات که فقط وبلاگ خودشونو تبلیغ می کنن بدون اینکه یه کلمه از وبت خنده باشن!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 17:17 توسط emperor |
|
|
امان از دستت اي مقام معظم برتري مقام از دستت اي امان معظم كه مقام از تو بر آيد از دستت فغان از تو بر ميآيد اي مقام كه امان تو ميدهي نميدانم مربوط به كدام موسيقي مقامي هستي؟ چه كس تو را ساخته؟ كيان نواختهاند؟ خود من مربوط به كدام موسيقيام كه مقامي نيست آن، كه مقامي نيست مرا در كوي قائم مقامان جهان اي برهم رسانندهي دو خط حتي موازي كه هيچ كس را چون تو خداوند نكرد است نزديكي! امان از دستت گويند فرزندانش همه تباه شدهاند و خلاف ميكنند و تو را برگزيده است براي روزهاي پيري اش براي روزهاي پيريات تا در آغوش هم به حال دشمن گريه كنيد چه رازآميزتريني است نزديكيهاي او با تو و عشق انساني تو به توهم يك همسر، چه رازآميز! تو كدبانوترين زن خداوندي آن چنان كه برايت محمد را نيز حتي طلاق داد …. …. و چيزي غمينتر از اين هم حتي و چيزي غمينتر از آهنگ بيشكل تو اي مقام! اي معظم! اي رهبري!!! . پ.ن: او چه که خوندین متن آهنگ «گلادیاتور» از آلبوم جدید محسن نامجو به نام «آخ» بود! پ.ن ۲: بعید می دونم محسن نامجو برگرده ایران!!! پ.ن ۳: می تونین آهنگ رو از اینجا دانلود کنین! (من هم می دونم دانلود یه جور دزدیه، ولی دیگه نمی تونین آلبوم های محسن نامجو رو بخرید! چون هیچ جایی نمی فروشنش!)
پ.ن ۴: یه جایی خوندیم یه خبرنگاری از کامران دانشجو پرسیده شما چه روزی رفتی دانشگاه؟ جواب داده: مثل بقیه، اول مهر!!! فکرشو بکن! دانشگاه های خارج از کشور هم از ما الگو برداری کردن و دانشگاه هاشون اول مهر باز می شه!!!! پ.ن ۵ : آی گلادیاتور ها بتازید بر جَرَس (جنبش راه سبز،حدس میزنم) آی گلادیاتور ها برینید بر ارس آی گلادیاتورها ! بخندید بر صبا آی گلادیاتورها ! بگریید بر دوا آی گلادیاتورها ! بیفتید روی زن آی گلادیاتورها ! بپوشید روی زن |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 20:58 توسط emperor |
|
|
پیش نویس: خبر رسیده که خانم مرضیه برومند در صدد است تا سریال «گربه های ایرانی» را برای تلویزیون جمهوری(!!) اسلامی بسازد و با نظام کودتا همکاری نماید. در همین راستا و طی یک عملیات انتحاری (!!!) از طرف مژده دعوت شده ایم به اینکه برای خانم برومند نامه ای بنویسیم! . نویس : خانم مرضیه برومند پ.ن: هرکسی دلش می خواد می تونه تو این بازی شرکت کنه! علی الخصوص امین آزاد ، Miss Dark، مهسا و وحشی_ی_ی ! . پ.ن: آمده ام برای عذرخواهی،عذرخواهی از طرف خودم و بالاخص پدرم و هم نسلانش، آنهایی که تو را نشناختند،آنهایی که با جهل خود تو را خانه نشین و عده ای را شاه نشین کردند. ببخش حاج آفا،ببخش! از جهل حاکم و مردم جاهل حاکم که نفهمیدند این حکومت ولایت فقیه نیست بلکه حکومت(ولایت نظامی)است. ببخش حاج آقا به اندازه تمام آن سالهایی که خانه نشین بودی رنج کشیدی،غصه این مردم و آزادیشان را خوردی. و بدان که امروز برخلاف دیگر روحانیون در دل مردم جای داری حاج آقا، در دل سبز آنها ! حاج آقا منتظری ببخش!
. در راستای اینکه یکی از طرفداران ا.ن، سخنانی را که فقط خود و خانواده اش لایق آن هستند نثار نظر دهندگان عزیز وبلاگ می کرد، مجبور شدم برای نظرات تائیدیه بگذارم! آقای عزیز! (البته بعید می دونم مرد باشی، حتی زن هم نیستی! مثل اون رهبرت که علوم حیوانی خونده و چند روز پیش علوم انسانی رو مایه بدبختی مملکت دونست)! حتی جرات این هم نداری که از خودت اثری و آدرسی بذاری! کودتای شما فقط در خفا و کلوزآپ زنده است! . بعد نوشت: ظاهرا یارو گورشو گم کرد، تائیدیه رو برداشتیم! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 21:55 توسط emperor |
|
|
این پست اختصاصی برای دوست عزیم پریـ سا می باشد! اگه یه روزی تو جزیره آدم خوارها گیر افتادی و دیدی که نخوردنت زیاد تعجب نکن، چون اونها هم فهمیدن که تو آدم نیستی!!! آخه تو یه فرشته ای! (ببخشید که بهت می گم فرشته، آخه مهسا می گه هر چی باشی ولی آدم نباشی!) . پ.ن: گفتیم پست اختصاصی، نگفتیم که پ.ن اختصاصی!!! پ.ن۲: ما داریم شروع می کنیم به یادگیری زبان فرانسه و ترکی استانبولی! از اونجایی که دور قبل امتحان تافل رو پیچوندیم، بهمون گفتن که اگه تو امتحان آذرماه تافل شرکت نکنیم دیگه از teacher بودن خبری نیست! ما هم برای اینکه ثابت کنیم بهترین teacher انگلیسی هستیم، هم تافل می دیم، هم دو تا زبون جدید یاد می گیریم! پ.ن ۳: توی عشق هر دو طرف باید دل بدن (بدهند) پ.ن ۴: این هم دوست اینترنتی جدیدم "مهسا" (به قول خودش "دختر قرتی") . مردونگی (شاید هم زنونگی) نموده و بهش سر بزنین! پ.ن ۵: واسه اینکه آقایون هم بی نصیب نمونن از لینک دادن های ما، شما زحمت بکشین علی الحساب یه فاتحه نثار روح جناب غسالخان کنین، بلکه آدم شه و برگرده سر خونه و زندگی اش، اوهوم، یعنی ،ببخشید، منظورمون وبلاگشون بود!!! پ.ن سیاسی: در راستای خصوصی سازی(!!!!!) مخابرات: هیچکس تنها نیست، چون همیشه یکنفر به مکالمات شما گوش می دهد. همراه اول (سپاه پاسداران ایران) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 0:39 توسط emperor |
|
|
در پاسخ به مستر افشین در راستای نظری که برای پست ۲۴ «اگر روح خداوندی دمیده در روان آدم و حواست پس ای مردم خدا اینجاست خدا در قلب انسان هاست به خود آ تا که دریابی خدا در خویشتن پیداست» . پ.ن: افشین عزیز، می دانیم که شما خود همه اینها را می دانید!!!! (چه می دانم در می دانمی شد توضیح: چون می دونم جنبه ات زیاده هم خواستم باهات شوخی کنم، هم حرف دلمو در مورد خدا بگم! . پ.ن۲: دوستم یه چیزی گفت که معنی اش این می شد: «ای کاش جسمت مال من بود.»! بهش گفتم: «جسم؟ روحـ م ، فکر م، مال تو! جسم که چیزی نیست!» توضیح: هیچ هم شوخی نبود، جدی جدی بود! . پ.ن۳: «رسول از تو پرم!» آخه تو تو من چی دیدی که عاشق من یکی شدی؟؟!!!! خدا هم وقتی منو می آفرید بهم گفت: «برو دیگه ریختتو نبینم!» جدای از شوخی خیلی نگرانتم! این روزها اصلا حس و حال درست و حسابی نداری! نگرانتم رفیق، نگران! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 18:22 توسط emperor |
|
|
با تشکرات فراوان از آن دسته از دوستانی که نگران حال ما بوده و برایمان sms می فرستادند و جویای احوال ما بودند، عارضیم که ما در سلامتی کامل به سر می بریم! خدمت دوست عزیز و خواهر گرام «صفیه» که فرموده بودند: «رسول جان به نظرم اگر این دو مورد رو به پروفایلت اضافه کنی خیلی عالی می شه:((جواب sms نمی دم ، گوشی مو ور نمی دارم)) . پ.ن: انقدر با این لحن حرف زدم که دیگه عادت شده! رفته بودم سوپرمارکت بستنی بخرم، فروشنده گفت: بفرمائید قربان. گفتم: آقا ۴ تا بستنی لطف می کنی بدی به «ما»!!! یه دختر برگشت به من نیگاه کرد و گفت: مگه تو چند نفری؟؟؟؟ پ.ن۲: یه بار یکی ساعت ۲ نصفه شب زنگ زده بود می گفت آقا اینترنت من قطعه! گفتم عزیز به ساعتت نگاه کردی! گفت آخه شما گفتین پشتیبانی ما ۲۴ ساعته است، باید مشکل منو الآن حل کنی! گفتم آخه عزیز من، من هم به تو اینترنت ۲۴ ساعته می دم، مگه بالا سرت وامیستم که بگم حتما باید ۲۴ ساعته ازش استفاده کنی! پ.ن۳: ممنون از همه دوستانی که جویای احوال من بودن! پ.ن۴: دیده می شویم!!!!!
پ.ن۵: فوتبال امروز حالمو بهم زد! فوتبالی که توش کریم نباشه که فوتبال نیست! والله! با این تبانی ضایعی که کردن! فقط «یاحسین، میرحسین» اش چسبید! |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 1:31 توسط emperor |
|
|
صفحه نخست منو بشناس و باور کن پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
كشتگاه غريبي است نازنین ، نفرت مي كارند و كينه برداشت مي كنند
پاسخ اعتمادت را با خيانت مي دهند در شب مهرباني هايت توطئه مي كنند عاشقانه هايت را سلاخي مي كنند تا تو سكوت كني و در خود ديوانه شوي تا تو تنها خاموشي ي خويش را فرياد كني و فريادت را تنها ديوار رو به رويت پاسخ دهد |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
آناناس من و دوستان کافه نگاری منت می گذاریم خوشحال می شویم ترک نگاری The GodFather |
|
RSS
|